دوشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۵
دليت=رستگاري
نشستم هي مي گردم دنبال دكمه دليت بعد كه مي بينمش سرمو مي چرخونم طرف ديگه كه مثلا من نديدمت!!!شايد هم يهو بهش لبيك گفتم!!!!
چهارشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۵
پوست كلفتي!!
پوست كلفتي خيلي بد درديه!!!
پوستم زيادي كلفت شده!!! به نظرتون با چي ميشه ازش لايه برداري كرد؟
يه زماني مي گفتن (فقط مي گفتن) كه جنس زن لطيفه! حساسه! ديگه حالا همونو هم نمي گن!!
سهشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۵
پرواز خاطرات كودكي

يادمه مدرسه كه مي رفتيم همه ذوق و شوقمون اين بود كه زودتر درسهامونو تموم كنيم و با ياسي بشينيم پاي ديدن دنياي شيرين دريا...
براي فوت كمتر كسي افسوس مي خورم ولي از ديشب يه بغضي تو گلوم مونده كه ............
روحش شاد مطمئنم دلم براي اون لهجه شيرين تنگ مي شه...
بجنبيد، زود باشيد، شايد براي گفتن دوستت دارم يكي دو ثانيه اي بيشتر وقت نداريم، شايد تا ثانيه اي ديگه يكي از ما نباشيم... ميشه غرور رو شكست و با صداي بلند داد زد دوستت دارم به خدا شكستن غرور دردش كمتر از افسوس خوردن هست
بازم مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد
دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۵
...
*گلو درد و گوش درد امانمو بريده دلم ميخواد گريه كنم از درد از صبح خودمو جلوي ماه كنترل كردم تا اونو اذيت نكنم ...*وقتي هم كه اومدم شركت ديدم يه آدم فضول فايل هامو چك كرده اعصابم حسابي به هم ريخته...
*ميشه يكي منو مجبور كنه برم كار پوستم رو ادامه بدم... دارم سعي مي كنم خودمو راضي كنم .... شايد هم تحمل درد رو ندارم......
*چقدر غر زدم اوففففففففف
پ.ن: ببينم شما به سايت بلاگ ساز تا حالا سرزديد؟! دو سه تا بچه باهوش شروع به كار كردن كه به نظرم كارشون جالب و خوبه ..سرعت لود خوبي داره و فضاي بالايي رو هم مي ده طوري كه مي تونيد عكسها و فايل هاتونو اپلود كنيد به امكاناتش سري بزنيد من كه همين اسم رو اونجا هم گرفتم...

مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد
چهارشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۵
نا سپاس!
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
و آقا 92 ساله شد!
نتيجه! با شماست....
دوشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۸۵
من اومدم...
سلام خوبيد؟ بازم سال نوتون مبارك بازم صد سال به اين سالها، با همه وجود اميدوارم سال خوبي در پيش داشته باشيد مملو از موفقيت...
جاتون خالي عيد پر كاري داشتم يه جورايي اومدم شركت استراحت كنم!!
روز اول كاري من و ماه كه خيلي خوب شروع شد
ولي به محض اينكه رسيدم شركت پنچر شدم!!! جلوي درب ورودي زده بودن تمامي واحدها تا روز هجدهم فروردين ماه(اين اصلاح شد چون طبق معمول من بد جمله بندي كردم ) برق ندارند...
ولي مديرعامل مغزشو كار انداخته و فعلا از داخل راهرو برق گرفتيم براي كامپيوتر من
برم كه يه عالمه كار دارم بايد وبلاگ ها رو بخونم سيييزده روز بي خبر بودم از همگيتون
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد.
جاتون خالي عيد پر كاري داشتم يه جورايي اومدم شركت استراحت كنم!!

روز اول كاري من و ماه كه خيلي خوب شروع شد
ولي به محض اينكه رسيدم شركت پنچر شدم!!! جلوي درب ورودي زده بودن تمامي واحدها تا روز هجدهم فروردين ماه(اين اصلاح شد چون طبق معمول من بد جمله بندي كردم ) برق ندارند... ولي مديرعامل مغزشو كار انداخته و فعلا از داخل راهرو برق گرفتيم براي كامپيوتر من
برم كه يه عالمه كار دارم بايد وبلاگ ها رو بخونم سيييزده روز بي خبر بودم از همگيتون
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد.
شنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۴
اخرين پست 84
آمد بهار اي عاشقان، تا گل كند جلوه گري
آمد اوان بلبلان، كز جان نمايد دلبري
صد بلبل زيبا نگر، بر شاخها نالان شده
پرها زنان، شادي كنان، چون واعظان منبري
آمد اوان بلبلان، كز جان نمايد دلبري
صد بلبل زيبا نگر، بر شاخها نالان شده
پرها زنان، شادي كنان، چون واعظان منبري
امسال هم تموم شد! با همه سختي و ها و تلخي هاش، با همه خوبي ها و لذت هاش...بدون شك بزرگترين اتفاقات زندگي من تو سال 84 اتفاق افتاده سال سختي بود و در عين حال روزهاي قشنگي رو هم پشت سر گذاشتم...
به نظرم هيچ چيز ساده تر از تبريك ساده نيست... پس پيشاپيش سال نو مبارك... اين عكس هم به مناسبت اين سال تقديم به شما
حال پدر شكر خدا بهتره ... ديگه نمي گم چي گذشته بهمون!!!مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد و سعي كنيد تا مي تونيد خوش بگذرونيد...
چهارشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۴
خبر خوب
سلام خيلي عجله دارم فقط اومدم سريع بگم بابا امروز مرخص مي شه معجزه دعاهاي شما من و خانواده ام رو تنها نگذاشت الانم دارم مي رم بيمارستان كارهاي ترخيصش رو انجام بدم ...
دست تك تك تون رو مي بوسم و اين رو تقديم مي كنم به همگيتون...

دست تك تك تون رو مي بوسم و اين رو تقديم مي كنم به همگيتون...

از همگيتون ممنونم از ساني عزيزم از باباي دلارام مهربون دوستاني كه زنگ زدن اس ام اس زدن و يا به هر شكلي بهم انرژي دادن مطمئنم اين پست روبا همه تلخي ها و شيريني هاش هيچ وقت يادم نمي ره .
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد
یکشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۴
.....

براي بزرگ خونه دعا كنيد، دعا كنيد، دعا كنيد...
من و پدرم منتظر امواج مثبت دعاهاي شما هستيم تا زودتر اين چند روز بودن تو بيمارستان تموم بشه... اميدوارم بتونم تحمل كنم... حالم از فضاي بيمارستان به هم ميخوره......
پيوست:
1. امروز صبح كه از پيش پدرمي اومدم حالش خوب بود و احساس كردم كسله ديروز هم كه نلفني با مژده حرف مي زد اشكاش حاكي همه دلتنگي هاش بود...
2. دو بار تو اين مدت نتونستم خودمو كنترل كنم و اشكام سرازير شد يكي شب اول پشت تلفن و يكبار امروز صبح وقتي كامنت ها تونو خوندم .. شب اول همه غم و غصه ام تنهايي هامون بود كه براش درد و دل كردم و اشك ريختم و امروز از خوشحالي داشتن دوستهايي مثل شما... كاش مي شد يه جوري بهتون نشون بدم اين كامنت ها چقدر برام عزيزند...
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد
شنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۴
خدايا...........
خدايا در زندگي هرگز از ياد نمي برم
گرچه والدينم موهبت تولد در اين دنيا را به من عطا كردند.
اما تو هستي كه موهبت زندگي جاودانه را به من مي بخشي!
خدايا!اگر با من باشي
چه كسي مي تواند عليه من باشد؟
اگر من با تو باشم
چگونه ممكن است كه دشوار ها نصيبم شوند و از ميان برداشته نشوند؟
خدايا چنان نزديكي كه نمي توانم ببينمت
صداي تو هر لحظه با من سخن مي گويد،
اما من آن را نمي شنوم.
مرا به اعماق درونم ببر
تا شكوه بي پرده جمال تو را بشنوم
مرا بياموز که پيوسته تو را بجويم
و همواره به عنوان يگانه پناه گاهم به تو رو كنم...
* * *
خدايا پس....
چقدر تلخه اين اشكا چرا ديگه شوري اشكامو نمي چشم؟! اشك شور رو ترجيح مي دم...
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد.
گرچه والدينم موهبت تولد در اين دنيا را به من عطا كردند.
اما تو هستي كه موهبت زندگي جاودانه را به من مي بخشي!
خدايا!اگر با من باشي
چه كسي مي تواند عليه من باشد؟
اگر من با تو باشم
چگونه ممكن است كه دشوار ها نصيبم شوند و از ميان برداشته نشوند؟
خدايا چنان نزديكي كه نمي توانم ببينمت
صداي تو هر لحظه با من سخن مي گويد،
اما من آن را نمي شنوم.
مرا به اعماق درونم ببر
تا شكوه بي پرده جمال تو را بشنوم
مرا بياموز که پيوسته تو را بجويم
و همواره به عنوان يگانه پناه گاهم به تو رو كنم...
* * *
خدايا پس....
چقدر تلخه اين اشكا چرا ديگه شوري اشكامو نمي چشم؟! اشك شور رو ترجيح مي دم...
مراقب خودتون و اطرافيانتون باشيد.
اشتراک در:
پستها (Atom)