ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
و آقا 92 ساله شد!
نتيجه! با شماست....
۱۲ نظر:
marde haghesh bood vali poor zane bichare :(
ye chizi dare gooshet begam:) ...........
khosh bakht bashi
سلام مژگان عزیز
از اینکه آمدی و وبلاگم را دیدی تشکر یک دنیا .
و اینکه دوم سال نو ات مبارک و امیدوارم در این سال جدید پر از حس خوب باشی و سرشار از موفقیت .
باز هم متشکر .
راستی این مطلب ات را هم خواندم قشنگ بود .
یا حق
سلام
ای والله به پری. حسابی حساب آقای محترم رو گذاشت کف دستش.
سلام
چه پری باحالی بوده!
خوشم اومد.
ای ول حال کردم ! حساب تمام بی وفا هارو باید رسید ...مرد و زنم نداره
خاله اي
ميگما
من بابايي به اين خوفي دارم
بعدش شما هم هي بكوبين تو ملاج اي مردا
بعدش من گيج منگولي گرفتم
عاشق بشم يا ملاج كوب؟
چه پری باحالی بوده...
سلام دختر افتاب
داستانک زیبایی بود ولی قبلن برام یکی اینو اف گذاشته بود. اینکه زن ها وفادارتر هستند در ان شکی ندارم ولی گاهی یکی مثه شهرام یکی از اشنا های ما بعد از پانزده سال بعد از مرگ نامزدش هنوز تنها زندگی می کند
:)))))
بنده خدا ما مرد ها كه هم توي عذا قربوني مي شيم هم توي عذا.......
داستان قشنگي بود،خسته نباشيد.
من جای زنه بودم همون جا میزو رو سرش می شکوندم..
می گفتم جوانمرد(اسم معلم فیزیکمونه:دی )بشین تا برات بیارن:دی مردها رو ول کنی ÷اشون رو از گلیمشون درازتر می کنن.ولی خودمونیم هاااااااااااا چرا اینجوری گفت مثلاً می گفت یه دختر 18 ساله می خوام:دی البته من ماه دیگه 19 سالم می شه تو چرا بیخودی می خندی؟
kheyli ghashang bood
نتیحه اش اینه که یادمون باشه موقع آرزو کردن حواسمونم باشه درست آرزو کنیم و چیز چپکی نخوایم! اتفاقا چند وقت پیشا هم یه فیلم میدیدم که دختره آرزو کرد تو یه خونه ی خیلی بزرگ و قصر مانند زندگی کنه اونوقت یهو شد مستخدم یه قصر که همونجاهم زندگی می کرد!
ارسال یک نظر